Loading...

مشاوره کسب و کار

خانه/مشاوره کسب و کار

همانطور که می دانیم تکنولوژی با سرعت خیلی بالایی در حال پیشرفت و تکامل است که این امر تاثیر مستقیمی در عملکرد ما در تجارت و همچنین بر روی صنعت و اقتصاد دارد. استفاده بهینه از آخرین پیشرفت های فناوری نقش مهمی در امنیت بخشیدن به موقعیت های تجاری دارد. اگر صاحبان مشاغل عملکرد خود را با آخرین فناوری ها به روز رسانی نکنند، مشتریان اشتیاقی برای استفاده از خدمات آنها نخواهند داشت.

بنابراین برای همگام بودن با تکنولوژی که به سرعت در حال پیشرفت است و ارائه تجربیات بهتر به مشتریان، یک استراتژی تجاری خوب لازم است. این استراتژی باید ترکیبی از ملزومات تجارت، محیط، چشم انداز و مشکلات باشد که ممکن است با فرایند رشد دچار مشکل شوند.

شرکت ما یک نام معتبر در زمینه ارائه خدمات و مشاوره به مشاغل است که به منظور شناسایی، تعریف، توسعه و اجرای استراتژی هایی برای سوق دادن شرکت ها به سمت رشد تجاری عمل می کند. کارشناسان ما به دلیل قدرتی که در این زمینه دارند، همیشه رویکردهای بلند مدت را دنبال می کنند و برای اینکه برنامه مناسب و دقیقی برای کسب و کار شما ارائه دهند، لازم است درک کافی از دیدگاه، اهداف، اطلاعات فناوری و دستورالعمل های شما و کسب و کارتان داشته باشند.

پس از بررسی دقیق سیستم موجود، از جمله چشم اندازهای بازار خارجی و فرایندهای تحویل محصول و خدمات داخلی، مشاوران ما نمودار کاری را برای ارتقا سیستم برنامه ریزی می کنند تا بتوانند با تمام توان خود به پیشرفت کسب و کار شما کمک کنند. کارشناسان ما علاوه بر تخصصی که در این زمینه دارند، راه حل ها نو و تازه ای به شما ارائه می دهند.

با همکاری و تخصص کارشناسان ما در موارد زیر آمادگی های لازم و کافی را خواهید داشت:

• پاسخ سریع و دقیق به چالش های سخت که با جمع آوری بینش وسیع در مورد تجارت حاصل می شود.
• سودآوری بالا
• بازآفرینی راه حل های تجاری برای توسعه بازارهای جدید و اخلال در بازارهای موجود
• آمادگی کامل و واکنش سریع به تکنولوژی پیشرفته مانند هوش مصنوعی، فناوری های ابری و اتوماسیون
• شتاب در رشد درآمد
• مدل های تجاری با دیدگاه بلند مدت
• افزیش شهرت برند تجاری که در نتیجه افزایش ارتباطات انسانی به دست می آید.

برندینگ

برندینگ

یک برند قدرتمند هم بصری و هم رفتاری است. به عبارت دیگر یک برند قدرتمند باید براساس استراتزِ سازمان یافته ساخته شود. افراد داخل برند – پرسنل، سرمایه گذاران و سایر سهامداران – به اندازه مشتریان مهم هستند.

ما در یک فرایند آزمایش شده همه این عناصر را مرتب کرده ایم و مطمئن شدیم همه آنها صحیح هستند و حالا آنها را به همه جهانیان ارائه می دهیم.

کشف برند

هر پروژه را با یک کارگاه شناختی شروع می کنیم که در آن همه کارمندان، سهامداران و شرکای اصلی پروژه را برای رسیدن به توافق جامع و نیروی حرکت اولیه پیرامون اهداف پروژه دور هم جمع می شوند. در این ملاقات هرم برند مربوط به سازمان را ایجاد می کنیم که به برخی ااز سوالات اساسی پاسخ می دهد و راهنمایی برای مراحل بعدی محسوب می شود. همچنین فرضیه ای را برای گزاره ارزش متمایز سازمان در نظر می گیریم که می توانیم در مرحله تحقیق آن را آزمایش کنیم.

تحقیق و پژوهش

برای یک سازمان بسیار مهم است که خود را همانطور که مشتریانش می بینند، ببیند. یک فرایند واقعا استراتژیک باید دیدگاه یک فرد را از بیرون هم در بر بگیرد. روش پژوهش ما براساس کیفیت است و از مصاحبه های دقیق تصویری با گروه های هدف استفاده می کند. ما مشخص می کنیم که نفع رقیب شما در چه چیزی است: پیشنهاد شما در کجا با نیاز مخاطب قطع می شود.

به علاوه می توانیم تحقیقات را طوری انجام دهیم که پاسخگوی سوالات اصلی به وجود آمده باشیم.

قابلیت های گروه ما:

• تحقیقات کیفی مخاطبان
• تحلیل مزیت رقابتی
• مصاحبه های دقیق
• تحقیقات کمی در مورد مخاطبان
• تست کاربر
• تست پنل
• تحقیقات انسان شناسی
• گروه های متمرکز

استراتژی برند

استراتژی برند

در این مرحله ما دارای بینش درونی از اکتشاف و بینش بیرونی از پژوهش هستیم. در استراتژی تمام این موارد را کنار یکدیگر قرار می دهیم. بخش اصلی استراتژی برند بیانیه موقعیتی شماست که این بیانیه مخاطب هدف شما را تعیین می کند، بخشی که در آن رقابت می کنید را مشخص می کند، ارزش متمایز شما و آنچه دوست دارید با آن در جهان شناخته شوید را مشخص می کند.

ما این بیانیه را به اندازه کافی بلند پروازانه خواهیم کرد تا بازاریابی را تحت تاثیر قرار دهد و بر تصمیمات عملیاتی در سراسر سازمان تاثیر بگذارد. این عبارت همچنین یک عبارت الهام بخش است و این قول را می دهد که همه از همکاری با یکدیگر برای تحقق این موضوع خوشحال می شوند.

با موقعیتی که تعیین شده می توانید همسویی استراتژیک هر فعالیت یا محصول تاکتیکی امروز یا آینده را ارزیابی کنید، از جمله: وب سایت ها، نمایشگاه ها، برنامه ها، رویدادها، کمپین های تبلیغاتی، موارد انتشار پیدا کرده و غیره.

برندسازی و طراحی برند

برندهای قوی قول هایی را می دهند که قادر به عملی کردن آنها هستند. ما سیستم های بصری در برند ایجاد می کنیم که به خوبی قابل درک هستند و انجام نیز می شوند. اما برای اینکه برند شما یک وعده توخالی نباشد، کمک می کنیم که برند به سمت رفتار و عملکرد قابل اجرا و عملی پیش برود. بدون این کارها برند شبیه به یک استراتژی بدون پشتیبان است.
کار داخلی برند (همسوسازی سازمانی) به اندازه کار بصری بر روی برند و برندسازی خارجی اهمیت دارد. برندینگ 360 درجه (برنامه ریزی جامع و استراتژیک برای برند) شامل برنامه های بصری و رفتاری می شود. بنابراین برندینگ 360 درجه همه اعضای یک سازمان را تشویق می کند تا در حمایت از وعده های تجاری سازمان سهم مثبتی داشته باشند.

تبلیغات و بازاریابی

بازاریابی و تبلیغات مرحله ای است که استراتژی به شکلی کاملا عمومی انجام می شود. تبلیغات باید از لحاظ بصری کاملا جذاب باشد. اما جذابیت به این معنا نیست که سلیقه شخصی باید استراتژی و درک مشتری را نادیده بگیرد. روند کاری ما این اطمینان را می دهد که طراحی پاسخ نیاز مخاطب را می دهد و بر اساس اهداف تجاری صحیح ساخته شده است. مطمئن باشید ما یک آژانس تبلیغاتی معمولی نیستیم.

بیزینس پلن

برنامه خود را انتخاب کنید

برنامه ریزی تجاری در واقع مربوط به نتایج می شود. سعی کنید محتوای برنامه شما با هدف تان هماهنگ باشد. یک برنامه را صرف اینکه به عنوان یک برنامه استاندارد معرفی شده قبول نکنید.

در بازار تجارت امریکا استانداردهای خاصی در مورد برنامه های تجاری وجود دارد و کتاب ها، نرم افزارها و وب سایت های متعددی در این زمینه در دسترس شما قرار می گیرد، به علاوه در دانشگاه ها و مدارس نیز کلاس های آموزشی برگزار می شود که همه این ها اهمیت برنامه ریزی درست را در تجارت نشان می دهد.

در ادامه به معرفی برنامه تجاری درست می پردازیم .

برنامه کسب و کار Business Plan  چیست؟

برنامه کسب و کار برنامه ایست که برای پیشبرد کار تهیه شده، تخصیص منابع انجام می دهد، بر روی نکات کلیدی تمرکز می کند و افراد را برای مشکلات و یا فرصت ها آماده می کند. کسب و کار مدت ها قبل از کامپیوتر، صفحات گسترده امروزی و پیش بینی کردن های دقیق وجود داشت، بنابراین برنامه های کسب و کار هم وجود داشتند. متاسفانه اکثر مردم برنامه کسب و کار را به عنوان شروع یک تجارت جدید یا درخواست وام تجاری در نظر می گیرند. به هرحال تمام کسب و کارها برای بهینه سازی رشد و پیشرفت طبق برنامه ها و اولویت ها، به برنامه تجاری مناسب نیاز دارند.

برنامه راه اندازی Start-up Plan چیست؟

برنامه راه اندازی یک طرح اساسی است که شامل خلاصه، اعلام ماموریت کسب و کار، کلیدهای موفقیت، تحلیل بازار و تجزیه و تحلیل سر به سر break-even analysis می شود. این نوع برنامه برای تصمیم گیری در مورد ادامه دادن با یک ایده یا سرمایه مناسب است، همچنین به افراد نشان می دهد که آیا این کسب و کار ارزش ادامه دادن دارد یا خیر؛ اما برای اداره کسب و کار کافی نیست.

آیا برنامه استاندارد برای کسب و کار وجود دارد؟

یک برنامه تجاری که توصیه های کارشناسان تجارت را دنبال می کند، شامل مجموعه ای از عناصر استاندارد می شود. قالب ها و طرح های مختلفی برای برنامه های تجاری وجود دارد، اما به طور کل یک برنامه شامل برخی مولفه های استاندارد می شود، از جمله توضیح شرکت، محصول و خدمات، بازار، پیش بینی ها، تیم مدیریت و تجزیه و تحلیل مالی.

برنامه شما بستگی به موقعیت خاص شما دارد. اگر برنامه را برای استفاده داخلی تهیه می کنید و قرار نیست به بانک ها یا سرمایه گذاران ارسال کنید، نیازی به درج جزئیاتی که خودتان از آنها مطلع هستید، نیست. توضیحات تیم مدیریت برای سرمایه گذاران بسیار مهم است، در حالیکه تاریخچه مالی برای بانک ها اهمیت بالایی دارد. بنابراین برنامه تجاری خود را با هدف تجاری تان سازگار کنید.

مهم ترین مسئله در یک برنامه تجاری چیست؟

مهم ترین مسئله بستگی به آن تجارت دارد، امام معمولا مهم ترین مسئله تحلیل جریان نقدینگی و جزئیات اجراست.

  • جریان نقدینگی از این بابت مهم است که هم برای یک شرکت حیاتی است و هم دنبال کردن آن سخت است. پول نقد معمولا به جای سود اشتباه گرفته می شود، در حالیکه این دو متفاوت هستند. سود، پول نقد را در بانک تضمین نمی کند. بسیاری از شرکت های سودآور به دلیل کمبود نقدینگی از رده خارج می شوند.
  • اهمیت جزئیات اجرا به این دلیل است که باعث اتفاقات در کسب و کار می شود. استراتژی های درخشان شما و برنامه ریزی های زیبا فقط تئوری هستند و در نوشته زیبا به نظر می رسند و تنها زمانی ارزش پیدا می کنند که مسئولیت ها را با تاریخ و بودجه مشخص کنید و نتایج را پیگیری کنید.

آیا می توان یک طرح کلی و استاندارد پیشنهاد کرد؟

برای یک برنامه تجاری استاندارد محتوای قابل پیش بینی وجود دارد. به عنوان مثال یک برنامه تجاری معمولا با یک خلاصه اجرایی شروع می شود که باید کوتاه و جالب باشد. در این قسمت همیشه انتظار می رود بخش هایی مشاهده شود که شرکت، بازار، محصول، تیم مدیریت، استراتژی و تحلیل مالی و اجرایی را پوشش دهد.

اگر مولفه های اصلی را داشته باشید، ترتیب این مولفه ها زیاد مهم نیست، اما ترتیب پیشنهادی ما به شرح زیر می باشد:

  1. خلاصه اجرایی: این بخش را آخر بنویسید. این بخش معمولا یک یا دوصفحه شامل نکات برجسته است.
  2. توصیف شرکت: تاسیس حقوقی، تاریخچه، برنامه های راه اندازی و غیره.
  3. محصول یا خدمات: توضیح بدهید که چه چیزی می فروشید و روی منافع مشتری تمرکز کنید.
  4. تجزیه و تحلیل بازار: شما باید بازار خود، نیازهای متشتریان تان، مکان آنها و نحوه دسترسی به آنها را بدانید.
  5. استراتژی و اجرا: این بخش شامل مسئولیت های مدیر همراه با تاریخ و بودجه است. مطمئن شوید که می توانید نتایج را پیگیری کنید.
  6. تیم مدیریت: سازمان و اعضای کلیدی تیم مدیریت را توصیف کنید.
  7. تجزیه و تحلیل مالی: حداقل سود پیش بینی شده خود و جدول سود و زیان خود را اعلام کنید.

توصیه این است که نوشتن این برنامه ها را طبق این ترتیب انجام ندهید. به عنوان مثال خلاصه اجرایی در این ترتیب ابتدای لیست قرار می گیرد، اما در عمل بعد از مشخص شدن سایر بخش ها می توانید این قسمت را کامل کنید.

جدول ها و نمودارهای استاندارد

جدول ها و نمودارهای کاری نیز وجود دارد که معمولا انتظار می رود در یک برنامه کاری استاندارد دیده شوند. جریان نقدینگی یکی از مهم ترین نحلیل های عددی در یک برنامه تجاری است و هرگز نباید نادیده گرفته شود. بیشتر برنامه های تجاری دارای پیش بینی های فروش و اظهارات سود و زیان نیز هستند. ما همچنین معتقدیم اینن برنامه ها باید دارای لیست های پرسنلی مجزا، جدول ترازنامه و نسبت های تجاری پیش بینی شده و همچنین جدول تحلیل بازار نیز باشند.

فرم تابع عملکرد

محتوای برنامه خود را طوری تنظیم کنید که با هدف شما سازگار باشد و طرح برنامه نیز با نوع برنامه مطابقت داشته باشد. مسئله دیگری که به صورت مکرر مطرح می شود سطح جزئیات مورد نظر در تحلیل بازار است. برنامه های تجاری که به دنبال سرمایه گذار هستند، باید داده قانع کننده ای برای بازار داشته باشند، اما برنامه ای که مربوط به یک تجارت محلی کوچک است و عمدتا توسط گروه کوچکی که نزدیک به شرکت هستند مورد استفاده قرار می گیرد، نیاز به تحقیقات گسترده ای ندارد.

اگر برای بهبود شرکت و برنامه کاری تان فرصتی وجود دارد که نیازمند به یادگیری در مورد بازار است، حتما به دنبال این یادگیری بروید.

بازه زمانی:  3 سال کافیست؟

نظرات در مورد این بازه زمانی متفاوت است. ما معتقدیم یک برنامه کاری معمولا فروش خود را برای 12 ماه آینده و فروش سالانه خود را برای 2 سال آینده انجام می دهد. این اعتقاد بدان معنا نیست که کسب و کارها نباید برنامه بیشتر از 3 سال تنظیم کنند، بلکه منظور این است که جزئیات فروش ماهانه نباید بیشتر از یک سال آینده را پیش بینی کند، به جز در موارد خاص. به علاوه جزئیات پیش بینی در فروش سالانه، در بیشتر از 3 سال بی معناست. برنامه کاری خود را می توانید در یک بازه زمانی 5، 10 و حتی 15 ساله تنظیم کنید، اما در چنین برنامه ای وارد جزئیات مالی نشوید.

دیجیتال مارکتینگ

دیجیتال مارکتینگ

فرض کنیم شما یک محصول خوب و راه حل بی عیب و نقص برای ارائه آن داربد و با خود فکر می کنید همه چیز را برای موفقیت در کسب و کار دارید، اما در واقع اینطور نیست. امروزه داشتن محصول یا خدمات برتر برای تاثیر بر روی مشتری و موفقیت کافی نیست.

اقدام نهایی چیست؟

خدمات بازاریابی دیجیتال موثر می توانند تغییرات مناسبی در کسب و کار شما ایجاد کنند. برای تازه کارها بهره گرفتن از یک مشاور بازاریابی ماهر و متخصص، در رسیدن به مخاطب هدف بسیار کمک می کند. به یاد داشته باشید مشتریان آینده شما به طور مداوم درگیر فضای مجازی و شبکه های اجتماعی هستند و دیدگاه های آنها ممکن است متفاوت باشد.

برخی مشتریان به دنبال راه حلی برای مشکل خود هستند و برخی دیگر محصول خاصی را جستحو می کنند و تعداد کمی از آنها نیز در شبکه های اجتماعی موضوعاتی را مطرح می کنند. یک شرکت بازاریابی دیجیتال در این مسیر این اطمینان را می دهد که درست در زمان نیاز مشتریان، شما را به آنها معرفی کند.

ناگفته نماند که هزاران شرکت وجود دارند که همان محصولات و خدمات شما را ارائه می دهند و میلیون ها انسان نیز در اینترنت محصولات یا خدمات شما را جستجو می کنند. بنابراین بزرگترین چالش شما این است که محصولات خود را در مقابل چشمان مردمی که به دنبال آن هستند، نمایان کنید و این همان کاریست که ما برایتان می کنیم.

شرکت ما یک شرکت برجسته در زمینه بازاریابی دیجیتال است که به رشد مستمر کسب و کار شما کمک می کند. تیم حرفه ای ما این اطمینان را می دهد که با درک دقیق نیازهای تجاری شما، بهترین خدمات بازاریابی آنلاین را به شما می دهد. ما به شما کمک می کنیم که بخش بازاریابی شما به عنوان قدرتمندترین بخش در کسب و کار عمل کند.

با بهره گیری از روش های بازاریابی دیجیتال، می توانید ترافیک خیلی بالایی در وب سایت خود داشته باشید که باعث افزایش آگاهی از برند شما می شود. ما تجربه گسترده ای در زمینه چشم اندازهای بازاریابی دیجیتال داریم و خدماتی مانند SMM، SEM، SEO و PPC و غیره را به مشاغل مختلف ارائه می دهیم. کارشناسان و متخصصان ما ترکیب کاملی از این استراتژی ها را ایجاد می کنند تا در مسیر به نتیجه مورد نظر برسید.

ارائه استراتژی های بازاریابی کامل و هدفمند از مهم ترین خدمات بازاریابی دیجیتال شرکت ماست. با ارائه روش های بازاریابی که با نزدیک شدن به مشتری انجام می شود، شما را به هدف خودتان می رسانیم.

مدل کسب و کار

تعریف مدل کسب و کار business model: این مدل منطق یک سازمان در چگونگی خلق، ارائه و کسب ارزش را توصیف می کند.

در ابتدای هر بحث، گفتگو، جلسه و یا کارگاه آموزشی در مورد نوآوری در مدل کسب و کار، ابتدا باید درک مشترکی از تعریف مدل کسب و کار وجود داشته باشد. ما نیاز به مفهومی از مدل کسب و کار داریم که برای همه قابل درک و بحث درمورد آن ساده باشد. به علاوه لازم است در مورد نقطه شروع و موضوع بحث به یک توافق برسیم. این مفهوم باید ساده، مناسب و قابل درک باشد و در عین حال نباید پیچیدگی های مربوط به نحوه عملکرد شرکت ها را بیش از حد ساده نشان دهد. این مسئله بزرگترین چالش در مدل کسب و کار است.

در ادامه مفهومی به شما معرفی می شود که می توانید به کمک آن در مورد مدل کسب و کار خود و رقبای خود به تفکر پرداخته و ان ها را تشریح کنید. این مفهوم در سراسر جهان مورد استفاده و ارزیابی قرار گرفته است و در حال حاضر در سازمان های مختلف مورد استفاده قرار می گیرد، از جمله: IBM، Ericsson، Deloitte، پروژه های بخش عمومی و خدمات دولتی کشور کانادا.

این مفهوم به یک زبان مشترک برای توصیف و بهبود مدل های کسب و کار تبدیل می شود و در ایجاد گزینه های استراتژیک به شما کمک می کند. بدون وجود این زبان مشترک به چالش کشیدن فرضیات مدل کسب و کار یک سازمان و دست یابی به نوآوری سازمان یافته مشکل خواهد بود.

ما معتقدیم مدل کسب و کار را می توان از طریق 9 مولفه اصلی تشریح نمورد. این 9 مولفه منطق چگونگی کسب درآمد یک شرکت را نشان می دهند.

به علاوه این اجزا، 4 بخش اصلی یک کسب و کار را تحت پوشش قرار می دهند، این 4 بخش عبارتند از: مشتریان، ارزش پیشنهادی، زیر ساخت و پایداری مالی. مدل کسب و کار مانند یک طرح کلی برای استراتژی عمل می کند تا استراتژی از طریق ساختارها، فرایندها و سیستم های سازمانی پیاده سازی شود.

9 جز سازنده

این 9 جز سازنده عبارتند از: بخش مشتری ها، ارزش های پیشنهادی، کانال ها، ارتباط با مشتری، جریان های درآمدی، منابع کلیدی، فعالیت های کلیدی، مشارکت های کلیدی، ساختار هزینه ؛ که در ادامه به شرح بیشتر هر یک می پردازیم.

1. بخش های مشتری ها

هر سازمان به یک یا چند بخش از مشتریان خدمت می کند. مشتری ها در واقع افراد یا سازمان هایی هستند که شرکت قصد دست یابی و خدمت به آنها را دارد. مشتری ها قلب هر مدل کسب و کار محسوب می شوند. بدون مشتری هیچ شرکتی در بلند مدت دوام نخواهد آورد. هر شرکت برای رفع بهتر نیازهای مشتریان خود، آنها را بر اساس نیازهای مشترک، رفتارهای مشترک و سایر ویژگی ها در گروه های مختلف تقسیم می کند.

مهم ترین مشتریان چه کسانی هستند؟

بخش های مختلفی از انواع مشتری وجود دارد که در اینجا به نمونه هیی از آنها اشاره می کنیم.

بازار انبوه

در این مورد مدل های کسب و کار تمایزی بین بخش های مختلف مشتری قائل نیستند.

نیچ مارکت یا بازار گوشه

مدل های کسب و کاری که نیچ مارکت را هدف قرار می دهند، در واقع نیازهای بخش های ویژه ای از مشتریان را برآورده می کنند.

بازار بخش بندی شده

برخی مدل های کسب و کار بین بخش های مختلف بازار با نیازها و مشکلات متفاوت، تمایز قائل می شوند.

بازار متنوع

در این بازار مدل کسب و کاری که از لحاظ مشتری متنوع است، به دو گونه مشتری نامرتبط با نیازهای کاملا متفاوت، خدمت ارائه می دهد.

پلتفرم های چند وجهی

برخی سازمان ها به دو یا چند بخش از مشتری ها خدمات ارائه می دهند.

2. ارزش های پیشنهادی

این بخش به دنبال حل مشکلات مشتری ها و رفع نیاز آنها با ارزش های پیشنهادی است. این همان بسته از محصولات و خدمات است که برای یک بخش از مشتری ها ارزشمند می شود. ارزش پیشنهادی باعث می شود که مشتری ها در خرید یک شرکت را به سایر شرکت ها ترجیح دهند. هر ارزش پیشنهادی شامل بسته ای منتخب از محصولات یا خدمات است که نیازهای بخش خاصی از مشتریان را برطرف می کند. این ارزش ها ممکن است کمی یا کیفی باشند. برخی عواملی که باعث ارزش آفرینی براای مشتری می شوند، عبارتند از:

• بداعت و تازگی: برخی ارزش ها مجموعه ای کاملا جدید از نیازها را برآورده می کنند که قبلا به علت عدم وجود مشابه اصلا شناخته شده نبودند.
• عملکرد: به طور کلی بهبود عملکرد در ارائه خدمات یا بهبود کیفیت محصول از دیرباز مسئله مهمی در ارزش آفرینی بوده است.
• سفارشی سازی: یعنی سازگار نمودن محصول و خدمات با نیازهای شخصی افراد یا بخش هایی از مشتریان که این امر نیز باعث ارزش پیشنهادی می شود.
• انجام کار به طور کامل: کمک به انجام کار مشتریان یکی دیگر از عوامل خلق ارزش پیشنهادی است.
• طراحی: طراحی محصول نکته مهمی است که البته دست یابی به آن ساده نیست. یک محصول به خاطر طراحی خاص خود می تواند برجسته شود.
• برند یا موقعیت: برخی مشتریان ارزش را در استفاده و نمایش یک برند خاص می دانند.
• قیمت: یکی از روش های متداول برای برآوردن نیاز مشتریان حساس به قیمت، پیشنهاد محصول مشابه با قیمت کمتر است.
• کاهش هزینه: یک روش مهم برای ارزش آفرینی کمک به مشتریان در کاهش هزینه هاست.
• کاهش خطر: کاهش خطر احتمالی در زمان خرید و دریافت محصولات و خدمات برای همه مشتریان ارزشمند است.
• قابل دسترس بودن: ایجاد دسترسی به محصولات و خدماتی که تا پیش از این در دسترس نبودند، یکی دیگر ز روش های ایجاد ارزش است.

3. کانال ها

ارزش های پیشنهادی از طریق کانال های ارتباطی، توزیع و فروش به مشتریان ارائه می شود. کانال ها راه ارتباطی شرکت و مشتریان هستند و نقش مهمی در برخی تجربیات مشتری ها ایفا می کنند. کانال ها دارای 5 بخش مجزا هستند که برخی کانال ها تعدادی از این بخش ها و یا تمام آنها را پوشش می دهند.

کانال ها را می توان به دو نوع مستقیم و غیر مستقیم تقسیم کرد. انواع کانال عبارتند از:

• کانال آگاهی
• ارزیابی
• خرید
• تحویل
• پس از فروش

4. ارتباط با مشتری

با هر یک از بخش های مشتریان روابطی ایجاد شده و این روابط حفظ می شوند. هر شرکت باید ابتدا روابطی که می خواهد با بخش های مختلف مشتریان برقرار کند، برای خود مشخص و شفاف نماید. این ارتباطات از روابط حضوری تا خدمات و پشتیبانی را در بر می گیرد. انگیزیه های مربوط به ارتباط مشتری عبارتند از:

• جذب مشتری
• حفظ مشتری
• افزایش میزان فروش

5. جریان های درآمدی

ارزش های پیشنهادی که به شکلی موفقیت آمیز به مشتریان ارائه می شوند، به جریان های درآممدی منجر می گردند. جریان های درآمدی همان درامدی است که شرکت از هر بخش مشتری کسب می کند. اگر به گفته خودمان مشتریان قلب هر مدل کسب و کار باشند، جریان های درآمدی شریان های ان محسوب می شوند.

دو نوع مختلف از جریان های درآمدی برای مدل های کسب و کار وجود دارد:

1. درآمدهای تراکنشی که حاصل پرداخت برای یک بار خرید است.
2. درآمدهای تکرار پذیر که حاصل پرداخت های مکرر برای ارائه ارزش پیشنهادی یا فراهم کردن خدمات پس از فروش برای آنهاست.

روش های مختلفی برای ایجاد جریان های درآمدی وجود دارد:

• فروش دارایی: معروفترین روش جریان درآمدی شامل فروش حق مالکیت یک محصول فیزیکی است.
• حق استفاده: این جریان درامدی در نتیجه استفاده از یک خدمت خاص حاصل می شود. مشتری هر چه بیشتر از آن سرویس استفاده کند، باید پول بیشتری هم پرداخت کند.
• حق عضویت: این جریان درآمدی از طریق فروش دسترسی مداوم به خدمات ایجاد می گردد.
• اجاره دادن یا لیزینگ: از طریق اعطای یک امتیاز انحصاری برای استفاده موقتی از یک دارایی و در یک مدت معین می توان جریان درآمدی ایجاد کرد.
• اعطای حق امتیاز: با دادن امتیاز به مشتریان برای استفاده ااز مالیکت معنوی و در ازای پرداخت هزینه انجام می شود.
• دستمزد کارگری
• انجام تبلیغات

6. منابع کلیدی

این منابع دارایی های مورد نیاز هستند برای ارائه اجزایی که پیش از این توصیف شدند. منابع کلیدی به شرکت این امکان را می دهد که ارزش پیشنهادی خود را خلق کرده و ارائه دهد، به بازارهای دسترسی پیدا کند، ارتباط خود با بخش های مشتری را حفظ کند و کسب درآمد نماید. بسته به نوع کسب و کار منابع کلیدی مختلفی وجود دارند، منابع کلیدی می تواند فیزیکی، مالی، معنوی یا انسانی باشند. به علاوه این منابع می توانند تحت تملک شرک باشند یا اجاره شده باشند و یا توسط شرکا تامین شده باشند.
منابع کلیدی فیزیکی شامل امکانات تولیدی، ساختمان ها، وسایل نقلیه، ماشین آلات و سیستم هاست. منابع معنوی عبارتند از برندها، دانش اختصاصی، حق اختراع، حق تکثیر، مشارکت ها و پایگاه های داده مشتریان.

7. فعالیت های کلیدی

این منابع فعالیت های مورد نیاز هستند برای ارائه اجزایی که پیش از این توصیف شدند. این فعالیت ها مهم ترین اقداماتی هستند که هر مدل کسب و کار باید انجام دهد تا عملکرد موفقی داشته باشد. عملکردهای کلیدی عبارتند از:

• تولید
• حل مسئله
• پلتفرم یا شبکه

8. مشارکت های کلیدی

برخی فعالیت ها برون سپاری شده و برخی منابع از خارج از سازمان کسب می شوند. مشارکت های کلیدی در واقع شبکه ای از تامین کنندگان و شرکا هستند که باعث عملکرد صحیح آن کسب و کار می شوند.
چهار نوع مختلف از مشارکت را می توان به ترتیب زیر نام برد:

• گروه های استراتژیک بین شرکت هایی که رقیب یکدیگر نیستند.
• همکاری با رقبا
• سرمایه گذاری های مشترک برای ایجاد کسب و کارهای جدید
• روابط خریدار و تامین کننده برای اطمینان حاصل کردن از تامین ملزومات

9. ساختار هزینه

عناصر مدل کسب و کار منجر به ساختار هزینه می شوند. این هزینه ها همان هزینه هایی است که اجرای مدل کسب و کار با خود به همراه دارد. مطمئنا در هر مدل کسب و کار هزینه ها باید تا حد امکان کاهش یابد.

براساس ساختار هزینه دو مدل کسب و کار را می توان معرفی کرد:

• هزینه محور: تمرکز این مدل ها بر روی به حداقل رساندن هزینه هاست. هدف این مدل ایجاد و حفظ ساختاری با کمترین هزینه و با استفاده از بیشترین میزان فعالیت های خودکار و برون سپاری گسترده می باشد.
• ارزش محور: در این مدل شرکت کمتر به جنبه هزینه توجه کرده و آنچه مهم است ارزش آفرینی است.
ساختارهای هزینه دارای ویژگی های زیر هستند:
• هزینه های ثابت
• هزینه های متغیر
• صرفه اقتصادی ناشی از مقیاس
• صرفه اقتصادی ناشی از محدوده

نوآوری

سالهاست مدیران، نوآوری را با توسعه محصولات جدید برابر می دانند. اما ایجاد محصولات جدید تنها یک راه نوآوری است و به خودی خود با کمترین بازده سرمایه گذاری و کمترین مزیت های رقابتی همراه است.

داشتن نوآوری در کسب و کار بر هیچ یک از ما پوشیده نیست، اما خلاقیت و نوآوری در کار، به ویژه در بازار امروز، کار آسانی نیست. به علاوه گاهی نوآوری هایی که برای کسب و کارهایتان دارید شاید با شرایط بازار سازگار نباشد. کارشناسان ما با تجربه و شناختی که نسبت به بازار امروز دارند می توانند در این مسیر همراه شما باشند و موفقیت شما را تضمین کنند. ما در زمینه های زیر می توانیم به شما کمک کنیم و نوآوری هایی داریم.

مدل سودآوری

چگونه پول درآورید؟

مدل های سودآوری در نوآوری راهی جدید برای تبدیل پیشنهادها و سایر منابع به پول نقد ارائه می دهند. بهترین مدل های سودآوری آنچه برای مشتریان و مصرف کنندگان ارزشمند است را منعکس می کنند و فرصت های جدید سودآوری و قیمت گذاری را معرفی می کنند.

مدل های سودآوری در نوآوری اغلب فرضیه های قدیمی یک صنعت را در مورد پیشنهادات، هزینه ها و یا چگونگی وصول درآمد به چالش می کشند. مهم ترین فرض در این مدل اینگونه بیان می شود: در بیشتر صنایع مدل سودآور غالب معمولا بدون تغییر به کار خود ادامه می دهد.

شبکه

چطور با دیگران ارتباط برقرار کنید تا ایجاد ارزش کنید

در دنیای امروز که همه چیز بیش از پیش با هم در ارتباط هستند، هیچ شرکتی نمی تواند و البته نباید کاری را تنها انجام دهد. نوآوری های شبکه راهی برای کمپانی ها ایجاد می کند تا بتوانند از فناوری ها، پیشنهادات، کانال ها و برندهای سایر شرکت ها –به طور کل از هر مولفه در تجارت – استفاده کنند. به این صورت هر شرکت ضمن تقویت نقاط قوت خود، می تواند از قابلیت ها و دارایی های دیگران نیز استفاده کند. به علاوه ارتباط شبکه ای به شرکت ها کمک می کند فرصت ها و خطرهای موجود را نیز با هم به اشتراک بگذارند. این همکاری ها می تواند کوتاه یا طولانی مدت باشد.

ساختار

چگونه می توانید استعدادها و دارایی های خود را سازماندهی کنید؟

نوآوری در ساختار بر روی سازماندهی دارایی های یک شرکت – دارایی های انسانی و غیر انسانی – به روش هایی نوین و منحصر به فرد تمرکز می کند که می تواند ایجاد ارزش نماید. نوآوری ها در ساختار شامل هر چیزی می شود، از سیستم های مدیریت استعدادهای برتر گرفته تا ابتکار در تنظیم تجهیز سرمایه سنگین.

هزینه های ثابت تشکیلات اقتصادی و عملکردهای شرکت نیز از طریق نوآوری در ساختار، مانند منابع انسانی، تحقیق و توسعه فناوری اطلاعات، بهبود پیدا خواهند کرد. به علاوه چنین نوآوری هایی در بهترین حالت با ایجاد محیط های کاری مولد و ارتقا سطح عملکرد به حدی که رقبا نتوانند به آن برسند، به جذب استعدادهای مختلف در سازمان کمک می کند.

Process

چگونگی استفاده از اختیارات یا روش های برتر برای انجام کار

نوآوری در این روش نیازمند تغییر چشمگیر است که تجارت به عنوان یک امر معمول به شرکت ها امکان دهد از قابلیت های منحصر به فرد استفاده کنند، به طور کارآمد عمل کنند، به سرعت سازگاری پیدا کنند و بازار پیشرو ایجاد کنند.

نوآوری ها در Process اغلب صلاحیت اصلی یک شرکت را تشکیل می دهند و ممکن است شامل رویکردهای ثبت شده یا انحصاری باشند که برای سال های طولانی بهره زیادی به شرکت می رسانند. در واقع این نو آوری ها چاشنی ویژه ای برای کارتان هستند که رقبای شما از آنها محروم می باشند.

عملکرد محصول product performance

چگونه ویژگی ها و عملکردهای متمایز را توسعه می دهید؟

نوآوری های مربوط به عملکرد محصول به ارزش، ویژگی ها و کیفیت محصول ارائه شده یک شرکت می پردازد. این نوع نوآوری هم محصولات کاملا جدید را در برمی گیرد و هم بهبود و بهینه سازی محصولات یک بخش را که ارزش قابل توجهی به محصول اضافه می کند. به یاد داشته باشید که نوآوری اجرا شده بر روی محصولات تنها نوآوری است که توسط رقبا به راحتی قابل کپی شدن است.

سیستم تولید

نحوه ایجاد خدمات و محصولات مکمل

نوآوری های مربوط به سیستم تولید در چگونگی حفظ ارتباط بین محصول و خدمات برای ایجاد یک سیستم قوی و مقیاس پذیر ریشه دارد. نوآوری در سیستم تولید به جذب و راضی نگه داشتن مشتری و دفاع در برابر رقبا به شما کمک می کند. این نوآوری ها در طولانی مدت به حفظ مشتری کمک می کنند چرا که ارتباط محکم و عمیقی با مصرف کننده ایجاد می کنند.

خدمات

چطور پیشنهادات خود را پشتیبانی و تقویت می کنید؟

نوآوری در بخش خدمات مزایا، عملکرد و ارزش پیشنهادات شما را تضمین و تقویت می کند. این نوآوری ها امتحان کردن یا استفاده از یک محصول را برای مشتری آسانتر و لذت بخش تر می کنند. این نوآوری ویژگی ها و عملکردهایی را به مشتری نمایش می دهند که در صورت نبود آنها، این ویژگی ها نادیده گرفته می شدند. به علاوه این نوآوری ها مسیر خرید را برای مشتری هموار می سازند.

در صورتی که نوآوری های بخش خدمات به خوبی اجرا شوند، تجربه خوبی برای مشتری رقم خواهند زد و باعث می شوند مشتری خرید خود را بارها و بارها تکرار کند.

کانال Channel

نحوه ارائه پیشنهادات به مشتریان و کاربران

کانال شامل تمام راه های ارتباطی شما با مشتریان و یا کاربران تان می شود. گرچه در سال های اخیر تجارت الکترونیک خیلی قوی وارد کار شده است، اما کانال های سنتی، مانند فروشگاه های معمولی همچنان برای مردم مهم هستند. نوآوران ماهر در این روش اغلب روش های متعدد اما کامل را برای ارائه محصولات و خدمات به مشتری پیدا می کنند. هدف آنها این است که به به کاربران اطمینان دهند که می توانند آنچه را می خواهند، در هر زمان و به روشی که دوست دارند و با کمترین مشکل و هزینه و بیشترین رضایت، تهیه کنند.

برند

چطور تجارت و محصول خود را به دیگران ارائه می دهید؟

نوآوری در برند به شما کمک می کند اطمینان حاصل کنید که مشتریان و کاربران شما را می شناسند، به خاطر می سپارند و پیشنهادات و محصولات شما را به پیشنهادات و محصولات رقیبان تان ترجیح می دهند. موفق ترین برند آن برندی است که خریدار را به خود جذب کرده و یک هویت مشخص به دیگران منتقل می کند.

موفقیت برند نتیجه نتیجه طراحی استراتژی های دقیقی است که بین شرکت و مشتری اجرا شده است، از جمله ارتباطات، تبلیغات، تعامل خدمات، کانال های موجود و رفتار پرسنل و شرکای تجاری. برند می تواند کالای شما را به محصولی با ارزش تبدیل کند و معنا، هدف و ارزش به محصول شما بدهد.

جذب مشتری customer engagement

چگونه تعاملات را تقویت می کنید؟

نوآوری در جذب مشتری شامل درک عمیق آرزوها و خواسته های مشتریان و کاربران است که از این دیدگاه ها استفاده کنید تا یک ارتباط معنادار بین مشتری و شرکت خود ایجاد کنید. نوآوری های بزرگ در جذب مشتری مسیرهایی را برای اکتشاف ایجاد می کنند و به مردم کمک می کنند بخشی از زندگی خود را لذت بخش و جادویی ببینند.

فرم درخواست مشاوره

لطفا جهت دریافت مشاوره، فرم زیر را تکمیل فرمایید تا همکاران ما در اولین فرصت با شما تماس حاصل نمایند.